الشيخ المنتظري

530

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

در بين صحابه رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) كسى نيست كه قدرت داشته باشد مانند على ( عليه السلام ) از زمين و آسمان و ملائكه آن هم با اين فصاحت و بلاغت سخن بگويد . ( 1 ) « فَاَجْراهُمَا فِى مَنَاقِلِ مَجْرَاهُمَا » ( پس آنها را در راههايى كه مسيرشان است روانه ساخت . ) « مناقل » جمع « منقل » اسم مكان به معناى محلّ هاى انتقال است ; يعنى خداوند خورشيد و ماه را در محلّ هاى جريانشان به جريان و حركت درآورده است . از اين جمله حضرت استفاده مىشود كه خورشيد هم داراى حركت است ; حركت ماه براى همه مردم مسلّم و ظاهر است ، وجود شب و روز و چهار فصل سال هم براى همگان ثابت شده كه بر اثر حركت وضعى و انتقالى زمين به دور خود و خورشيد است ، و حركت خورشيد را هم از اين كلام حضرت استفاده مىكنيم . بنابراين براى هر يك از زمين و ماه و خورشيد حركت و مسير حركتى است ، و خداوند هر كدام از آنها را در مسير خود قرار داده است . « وَقَدَّرَ سَيْرَهُمَا فِى مَدَارِجِ دَرَجِهِمَا لُِيمَيِّزَ بَيْنَ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ بِهِمَا » ( و حركت ماه و خورشيد را در راههايى كه بايد سير كنند تعيين فرمود تا به سبب سير آنها شب و روز ممتاز شوند . ) « قدّر » از مادّه « تقدير » و به معناى معيّن كردن و اندازه گيرى كردن آمده است . « مدارج » جمع « مدرجة » اسم مكان و به معناى محلّ و مكان بالا رفتن است ، « دَرَج » به معناى حركت است ، « دَرَج السّبيل » يعنى راه افتاد و حركت كرد . معناى كلام حضرت اين است كه : خداوند متعال سير و حركت خورشيد و ماه را در محلّ هاى حركت و سير آنها تعيين فرموده تا به وسيله اين اندازه گيرى شب و روز را از يكديگر جدا نمايد .

--> 1 - رجوع شود به شرح ابن ابى الحديد ، ج 6 ، ص 425 و 452